غــم که نوشتن ندارد نفوذ می کند در استخوان هایت
جاسوس می شود در قــلبت
آرام آرام از چشم هایت می ریزد بیرون
هربار که کودکانه دست کسی را می گرفتم ، گم می شدم
حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی است
اضطراب گم شدن نیست
برچسب: نویسنده: lkjlkj تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1392 ساعت: 18:23